هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

393

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

پس از آن‌كه اين 4 صاحب‌منصب به خاك پاى مبارك حاضر شد ، گوشمالى به فراخور هريك داده شود . آن‌وقت اگر صلاح دولت باشد ، نوروز خان و سليم خان را از رياست اين ايل اخراج كنند و رئيس ديگر بگمارند . اگر اين فقره صلاح نباشد ، نوروز خان سرتيپ را كمافى السابق مختار و رئيس و سرتيپ بالاستقلال نموده ، از سليم خان ، حسين قلى خان ، رضا قلى خان و ساير صاحب منصبان التزام سخت به جان و مال گرفته شود ، كه از اطاعت نوروز خان خارج نشود . اگر اين كار نشود ، گذشته از اين‌كه ايل تمام خواهد شد ، بسى معايب ديگر ملاحظه نمودم ، كه اگر بخواهم در اين روزنامه عرض بكنم ، بايد يك كتابى مثل مثنوى بنويسم . بهتر دانستم كه در زمان حضور ، مفصلا به خاك پاى مبارك ، به چندين روز عرض كنم . دشمن نمك حضرت مستطاب اقدس اشرف و الا - روحنا فداه - هستم ، كه اگر كلمه [ اى ] خلاف عرض كرده باشم . همين كتابچه را در كيف مخصوص بگذارند ، تا زمانى [ كه ] صدق عرايض صادقانهء اين غلام جان‌نثار « واضح » و « آشكار » بشود . دوشنبه ، 21 صفر [ 1300 ه . ق . ] آخر الامر به نوروز خان گفتم : « حالا كه عموى تو سليم خان ، املاك تو را واگذار نمىكند ، تو سكوت كن . دولت به تو التفات‌ها خواهد كرد . ترقى خود را در جان‌نثارى دولت بخواه . هرطور دلخواه سليم خان است ، رفتار كن . » نوروز خان گفت : « امرى است محال ، كه سكوت بكنم و به چشم خود ببينم املاك مرا ، عموى من مىبرد . اگر ديوان مصلحت بداند ، آن‌چه املاك در محال چهاردولى دارم ، خالصه كنند و در هر محالى كه رأى دولت قرار بگيرد ، در عوض ملك خالصه به من بدهند [ و ] به كلّى از ايل چهاردولى خارج مىشوم و در هر محلّ كه ملك بدهند ، سكنى مىكنم . » چون يك روزى نوروز خان در وقت تغيّر گفت كه سليم خان ، عموى من 50000 تومان در جنگ اكراد غارت كرده و برد ، و من در فارس مشغول جان‌نثارى دولت بودم ، چون اين تقرير نوروز خان را در روزنامه نوشته‌ام ، فكر كردم اگر رسيدگى نكنم ، مقصر خواهم بود .